تبلیغات
چکیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی
شنبه 24 دی 1390

اوشو و دبی فورد

• نوشته شده توسط: dj reza

سلام خدمت همه دوستان

تصمیم گرفتم سخنان اوشو و سخنان دبی فورد رو داخل وبلاگ بذارم اگه موافقین تو نظرسنجی وبلاگ شركت كنید تا زودتر شروع كنم

نظرات()

جمعه 9 مهر 1389

حرف دل خودم

• نوشته شده توسط: dj reza

امروز می خوام یه جمله از خودم بذارم ، اگه خوشتون نیومد

 

ببخشید:

 

بزرگترین رنج من در این دنیا زندگی در میان مردمی است که از 

 

جنس خودم نیستند


نظرات()

سه شنبه 16 شهریور 1389

...

• نوشته شده توسط: dj reza

ماه در اوج آسمان می رود

 

و ما در گوشه ای از شب

 

همچنان به گفت و گوی دستها گوش فرا داده ایم

 

و ساکتیم و در چشم های هم یکدیگر را می خوانیم ،

 

در چشم های هم یکدیگر را می بخشیم

 

و من همه ی دنیا را در چشمان او می بینم

 

و او همه ی دنیا را در چشم های من می بیند

 

و ما در چشم های یکدیگر ساکتیم

 

و در چشم های هم می شنویم

 

و در چشم های هم یکدیگر را می شناسیم

 

و در چشم های هم یکدیگر را می بینیم

 

و چشم در چشم هم

 

و گوش به زمزمه ی لطیف و مهربان دست ها خاموشیم

 

و ماه در اوج آسمان می رود

 

و او در چشمان می خواند که :

 

حرف های دست ها می شنوی؟

 

زبان دست ها را می فهمی؟

 

و من در چشم های او میخوانم که میگوید:

 

آری میشنوم!

 

آری میفهمم ،

 

چه خوب !

 

دست ها چه خوب با هم حرف می زنند!


نظرات()

سه شنبه 16 شهریور 1389

...

• نوشته شده توسط: dj reza

روح های اندک و بی سرمایه اند که در بی دردی ، به ابتذال

 

میکشند عشق های مزاجی اند که در وصال می میرند

 

در پیری می پژمردند ، سراب ها زود پایان می گیرند ،

 

اما روح های بزرگ و سرمایه دار که گنجینه های بیشمار در

 

خود پنهان کرده اند ،روح های نیرومند و توانا که خلاقند و

 

هنرمند ، روح هایی که امانت دار خدایند و همانند خدا مسجود

 

ملائک … اینان در « نیل » در « وصال » در « کام »به رکود

 

نمی افتند ، نمی پوسند ، عفونت نمی گیرند .

 

احساس هایی که همچون طلایند ، از آرامش ، از ماندن زنگ

 

نمی زنند ، روح های مسی آهنی ، حلبی،گوشتی،مردابی …

 

چنینند . دو روح ثروتمند و هنرمند می توانند برای همیشه هم را

 

استخراج کنند ،هم را بسازند و این خود یک زندگی کردن است

 

و اینچنین هم را دوست بدارند .

 

و این خود یک زندگی کردن است .


نظرات()

سه شنبه 16 شهریور 1389

به دل نگیر

• نوشته شده توسط: dj reza

از انسانها غمی به دل نگیر

 

زیرا خود نیز غمگینند! با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند!

 

زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.

 

پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند


نظرات()

سه شنبه 16 شهریور 1389

خود آگاهی

• نوشته شده توسط: dj reza

 

شرم از خویش ، عالیترین اوج خودآگاهی است


نظرات()

دوشنبه 15 شهریور 1389

...

• نوشته شده توسط: dj reza

چه بسیارند کسانی که همیشه حرف می زنند بیآنکه چیزی    

 

بگویندو چه  کم اند  کسانی  که حرف  نمی زنند  اما  بسیار            

 

می گویند


نظرات()

دوشنبه 15 شهریور 1389

بی کسی

• نوشته شده توسط: dj reza

پروردگارم ،مهربان من

 

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

 

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

 

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

 

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی …

 

در هراس دم می زنم

 

در بی قراری زندگی می کنم

 

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

 

من در این بهشت ،

 

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

 

“تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود

 

بیگانه بودی”

 

“کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم”

 

دردم ، درد “بی کسی” بود


نظرات()

شنبه 13 شهریور 1389

دیدن

• نوشته شده توسط: dj reza

کسی که نمی خواهد ببیند پلک هایش را بیثمرچرا بگشاید؟


آنگاه که هیچ چیز در زندگی به دیدن نیرزد ، آنگاه که هیچ         


تماشایی نیست ، دریغ است که نگاهی را که جز برای                    


دیدار های پرشکوه و ارجمند نساخته اند بیهوده به هدر داد

نظرات()

جمعه 12 شهریور 1389

حرف های ناگفته

• نوشته شده توسط: dj reza

«صمیمانه ترین نامه ها نامه هایی است که به هیچکس  

 

مینویسیم» و «سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ      

 

مصلحتی آن را ایجاب نمی کند» و اینها است «حرف هایی             

 

که هر کسی برای نگفتن دارد».


نظرات()

پنجشنبه 11 شهریور 1389

...

• نوشته شده توسط: dj reza

وحشی ترین«غرور»های پولادین و طوفانی ترین«عصیان»های

 

آتشین ، در اوج صعو دش ، در آخرین نقطه جستنش ، فواره ای  

 

است که پس از گریختن از تنگنای تاریک جبر ، در جستجوی آرام  

 

یافتن ،به دعوت جاذبه ای ، سر فرود می آورد تا خود را در دامان

 

خویشاوندش محو کند و رها گشته از بند هر بیگانگی ، از حیرت

 

دردناک رهایی در پیوند خویشاوندش رها گردد


نظرات()

پنجشنبه 11 شهریور 1389

...

• نوشته شده توسط: dj reza

دست اندر کار آفرینشی دشوار و پر شکوهم ، یک هیرا گیری   

 

مطلق و ناتمام .یک انتحار آرام و خود آگاهانه و طولانی .

 

من اکنون ، شب و روز ، در جستجوی همه آن من هایی ام که       

 

این طبیعت بیگانه ، به حیله و «بی حضور من » ، بر من تحمیل    

 

کرده است  ،  تا همه را در پای  « او »  که به اعجاز خویش به     

 

اندرونم پا گذاشته است . قربانی کنم.

 

در خونبهای این اسماعیل ، هیچ فدیه ای را نخواهم پذیرفت که 

 

میدانم « خود حجاب خودم و باید از میانه بر خیزم »

 

چه خوب است آفریدگار خویش بودن ! اما … آسان نیست


نظرات()

پنجشنبه 11 شهریور 1389

معلم

• نوشته شده توسط: dj reza

من ستایشگر معلمی هستم كه اندیشیدن را به من بیاموزد نه

 

اندیشه ها را


نظرات()

پنجشنبه 11 شهریور 1389

بدون شرح ...

• نوشته شده توسط: dj reza

روحی که در درد پخته می شود آرام می گیرد. احساسی که

 

در هیچ گوشه ای از هستن آرام نمیتواند یافت ، آرام میگیرد .     

 

کسی که میداند کسی از راه نخواهد رسید به یقین می رسد .     

 

غم هنگامی بی آرامت می کند که دلواپس شادی هم باشی،  

 

آرامش غمگین! سکوت بر سر فریاد . سکونت گرفتن در طوفان !

 

آشنا یعنی همخانه « من » در دیار « تنهایی » ، هم میهن من در

 

سرزمین غربت


نظرات()

پنجشنبه 11 شهریور 1389

آگاهی

• نوشته شده توسط: dj reza

آگاهی اگر چه به رنج ، ناکامی و بدبختی منجر شود،طلیعه راه

 

و طلیعه روشنایی ، طلیعه نجات بشریت است ،… از جهلی که

 

خوشبختی ، آرامش ، یقین و قاطعیت میآورد ، هیچ چیز ساخته

 

نیست


نظرات()

پنجشنبه 11 شهریور 1389

دیدن

• نوشته شده توسط: dj reza

جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما    

 

آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم


نظرات()

چهارشنبه 10 شهریور 1389

گاهی ...

• نوشته شده توسط: dj reza

 

گاهی گمان نمی کنی، ولی می شود

 

گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

 

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

 

گاهی نگفته،قرعه به نام تو می شود

 

گاهی گدای گدای گدایی و بخت یار نیست

 

گاهی تمام شهر گدای تو می شود


نظرات()

سه شنبه 9 شهریور 1389

نظرات

• نوشته شده توسط: dj reza

با سلام خدمت دوستای خوبم .

 

در صورتی که از دکتر جمله زیبایی در کتابی خوانده اید که فکر 

 

می کنید جای آن در این وبلاک خالی است آن را در قسمت 

 

نظرات بنویسید حتما از آن استفاده خواهم کرد 


نظرات()

یکشنبه 31 مرداد 1389

قضاوت

• نوشته شده توسط: dj reza

 

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه

 

رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم


نظرات()

شنبه 30 مرداد 1389

تنهایی

• نوشته شده توسط: dj reza

 

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا          

 

دوست را به یاری نخوانیم،

 

برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند.

 

طعم توفیق را می چشاند.

 

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

 

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

 

و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن

 

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

 

در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی"          

 

را در سرت زنده میكند .

 

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است .

 

" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است

 

و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس     

 

کردم.


نظرات()

شنبه 30 مرداد 1389

تقدیر

• نوشته شده توسط: dj reza

 

آنگاه كه تقدیر نیست و از تدبیر نیز كاری ساخته نیست           

 

خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح          

 

 و با قدرتی كه در صمیمیت است تجلی كند اگر هم هستیمان         

 

را یك خواستن كنیم یك خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و  

 

 حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم    

 

پاسخ خویش را خواهیم گرفت.


نظرات()

شنبه 30 مرداد 1389

مرگ

• نوشته شده توسط: dj reza

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نمیخواهم بدانم كوزه گر     

 

از خاك اندامم چه خواهد ساخت ... ولی بسیار مشتاقم . . . كه از   

 

خاك  گلویم  سوتكی سازد . . . گلویم  سوتكی  باشد  به  دست    

 

كودكی گستاخ و بازیگوش ... تا كه پی در پی دم گرم خویش را بر

 

گلویم سخت بفشارد...و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ...   

 

تا بدین سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را ...


نظرات()

شنبه 30 مرداد 1389

کمال

• نوشته شده توسط: dj reza

 

انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود

 

،احساس تنهایی بیشتری می کند


نظرات()

شنبه 30 مرداد 1389

شرافت

• نوشته شده توسط: dj reza

 

شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد  

 

دیگر جبران پذیر نیست


نظرات()

جمعه 29 مرداد 1389

خوشبختی

• نوشته شده توسط: dj reza

 

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه      

 

لحظه ها همان خوشبختی بودند.


نظرات()

جمعه 29 مرداد 1389

انسان..

• نوشته شده توسط: dj reza

 

انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و             

 

بی نهایت فرشته .بنگر به طرف کدام یک می روی


نظرات()

جمعه 29 مرداد 1389

دوست داشتن

• نوشته شده توسط: dj reza

 

کسی را که دوستش می دارید شما را دوست نمی دارد...      

 

کسی که شما را دوست می دارد شما او را دوست نمیدارید ... 

 

کسی که شما دوستش می دارید و او نیز شما را دوست            

 

می دارد , به رسم و آئین روزگار هرگز به هم نمی رسند و این      

 

رنج است


نظرات()

جمعه 29 مرداد 1389

انسان

• نوشته شده توسط: dj reza

 

انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی.                        

 

هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است.


نظرات()

جمعه 29 مرداد 1389

اصلاح فکر

• نوشته شده توسط: dj reza

 

زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی    

 

شریعتی پرسید :

 

به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟

 

دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهند لباسی بدوزید          

 

و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم     

 

میگیرد که چه لباسی برازنده اوست


نظرات()

جمعه 29 مرداد 1389

اگر کینه نبود...

• نوشته شده توسط: dj reza

اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق 

 

می گذاشتندو من با دستانی که زخم خورده توست

 

گیسوان بلند تو را نوازش می کردم

 

و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه          

 

می داشتی و ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی

 

دشمنانمان پر می کردیم


نظرات()

  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2